روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
24
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
عدم اندازد ، تا بىاثقال حدوث در قدم گامى چند بردارد . و چون از ازدحام خلقيت « 1 » بياسايد ، خود را به درياى نيستى دراندازد ، تا او از او فنا شود . پس از بحر بقاى حق سر برآورد ، و بىخود حق را به حق ببيند ، و بداند كه اين يك خطوت است از نيستى به هستى . پس آن قدم بردارد ، و به قوت « 2 » عبوديت به جناح ربوبيت در هواى هويت پرواز كند . در اول منزلى كه مجال « 3 » ارواح الهى است ، كه روح اول است ، و عكس صفات است ، كه روح روحانى بدان روح روحست ، صد هزار لباس است اللّه را ، كه هر يكى از آن به صد هزار كمال و جمال مرقوم است ، كه يك رقم از آن بر چهرهء يوسف - عليه السلام - نوشت و انبيا پيشش به سجود درآمدند . « و هر كه بدان ماند » « 4 » به عشق مرهون گشت ، و از توحيد معزول شد . زيرا كه صدمات قدوسى چون متجلى شود به جان اهل معرفت ، حلاوت جمال از مرد بستاند ، تا نه عاشق رعنا باشد « كه موحد استوار » « 5 » باشد ، كه مبادى عشق بندگى اقتضا كند ، و عظمت توحيد خدايى اقتضا كند . و اين مقام را مقام التباس در عشق نام كردهايم « 6 » . و هم در اين خطوت صد هزار دقايق و حقايق قدرت است ، كه هر يكى بحرى لايزالى است كه قطرهاى از آن كيميا از غايت هستى جمال خود به عدم نمود ، و معدوم را موجود كرد . « هر كه بداند » « 7 » محقق و حكيم شود ، و از سر اتحاد بيرون شود ، كه شرط اتحاد چنان است كه عارف از تخت « 8 » مقدورى بيرون شود ، و به قدرت حق تعالى قادر گردد . و هم در اين گام به عين صفات سمع رسد .
--> ( 1 ) - ب : خليقت ( 2 ) - الف ، ج ، د : بى ( 3 ) - ب : محل ( 4 ) - الف ، د : كه اگر بدان بازماند ( 5 ) - ب : بلكه موحد يكتا ( 6 ) - ج ، د : ام ( 7 ) - الف ، د : كه اگر بدان بازماند ( 8 ) - ب : بحر